veterinary phisiology

مروری بر فیزیولوژی دامپزشکی دوکس

فصل اول فیزیولوژی دمپزشکی دوکس

- اصطلاحات.

- انتشار.

- پديده اسمز.

- فشار اسمزي.

- فشار كششي(تن ) محلول ها .

- اهميت فيزيولوژيك.

- شكنندگي اسمزي گويچه هاي سرخ.

- تبديل واحد هاي اندازه گيري.

- مسائل.

60تا 70 درصد از محتويات بدن يك دام را آب - آن هم بصورت محلولهاي آبكي- تشكيل ميدهد. آب اساس اغلب پديده هاي فيزيولوژيك بوده بطوري كه محلول هاي آبكي فوق در فعاليت هاي ذيل سهيم هستند: 1- پالايش گلومرولي در كليه. 2- توليد محلول هاي تلغيظ شده در بخش مغزي(مدولا) كليه . 3- حفظ حجم ياخته اي. 4- تحريك پذيري غشاء هاي ياخته اي و خصوصا" توليد امواج (تكانه) عصبي. در تجربيات باليني درماني و عملي دامپزشكي داشتن آگاهي از ويژگيهاي محلول ها به منظور تدوين رژيم هاي درماني مناسب براي جاي گزيني مايعات و الكتروليتهاي از دست رفته سودمند و مفيد است. بنابر اين در آموزشهاي فيزيولوژيك توجه به ويژگي هاي فيزيكي و شيميائي محلول ها از اهميت به سزائي بر خوردار است. زماني كه ويزبرگ اين موضوع را پيشنهاد نمود به نظر مي آيد كه وي بر اهميت اساسي اين موضوع باور داشته و آن هنگام اين نقل قول انجيل را بيان مي دارد " عقل و دانش مهمترين چيز است، بنابر اين آن را بدست آور و با همه آنچه كه بدست آورده اي شناخت را كسب كن " . در اين بخش ويژگيهاي فيزيك و شيميائي محلول ها بيان شده و سرآغاز آن نيز با تعاريف اصطلاحات رايج در اين مبحث شروع مي شود.

اصطلاحات: محلول(solution): به هر نوع مخلوط همگني گفته مي شود. غالب محلول هائي كه با آنها مواجه هستيم در حالت مايع مِي باشند. حلال(solvent): ماده اي كه حالت فيزيكي آن به هنگام تشكيل محلول ثابت مي ماند. ماده حل شونده(solute): ماده اي كه به هنگام تشكيل محلول حالت فيزيكي آن تغيير مي كند.به عنوان مثال : 1) محلول آب و نمك كه آب حلال و نمك حل شونده است. يا 2) محلول الكل در آب كه آب( موادي كه به ميزان زيادي وجود داشته باشد به عنوان حلال در نظر گرفته مي شود. درصدمحلول: غلظت ماده حل شده بر حسب گرم در يك ليتر از محلول مايع را گويند.به عنوان مثال يك محلول مايع 5% از دگستروز عبارت است از 5 گرم از دكستروز خالص و مقدار كافي از آب تا حجم 100 ميلي ليتر. وزن مخصوص محلول: عبارت است از تعدا دفعات سنگيني يك ماده با حجم مشخص نسبت به آب هم جحم آن در يك دماي برابر . وزن مخصوص يك عدد ساده بوده و هيچگونه بعد و اندازه اي (ديمانسون) ندارد. به عنوان مثال وقتي درمورد خون و ادرار بكار مي رود مراد نسبت وزن حجمي معيني از خون يا ادرار در مقايسه با وزن همان حجم از آب مي باشد. مول(مولكول گرم): به وزن 1023 ×6 مولكول(عدد آواگادرو) از هر ماده اي بر حسب گرم ، مولكول گرم مي گويند.( معادل همان وزن مو لكولي ماده است اما بصورت گرم بيان مي شود). بطور مشابه وزن اتمي عبارت است از وزن 1023 ×6 اتم از هر عنصر بر حسب گرم(كه معادل همان وزن اتمي از عنصر كه بصورت گرم بيان مي شود). مولار و مولال: معيار هاي اندازه گيري غلظت ماده حل شونده در يك محلول مي باشند. يك محلول مولار بيانگر تعداد مولهاي موجود در يك ليتر از محلول بوده در حالي كه يك محلول مولال نشانگر تعدا مول هاي موجود در يك گيلوگرم از ماده حلال (يك ليتر آب) است. به عنوان مثال در هر مول از نمك طعام (NaCl) 5/58 گرم از اين ماده وجود دارد. 1)يك محلول آبكي مولار از اين ماده حاوي 5/58 گرم (NaCl) بعلاوه مقدار كافي از آب است تا حجم محلول به يك ليتر برسد. 2)يك محلول مولال از اين ماده حاوي 5/85 گرم از (NaCl) بعلاوه يك گيلوگرم آز آب (يك ليتر) مي باشد. غشاء نيمه تراوا : به غشائي گفته مي شود كه ماده حلال از آن عبور كرده ولي ماده حل شونده عبور نكند. غشاء تراو اي انتخابي : به غشائي گفته مي شود كه نه تنها اجازه عبور به ماده حلال مي دهد بلكه برخي از مواد حل شونده خاص نيز از آن عبور مي كنند(غالب غشاء هاي ياخته اي در بدن از اين نوع مي باشند). اسمز: داراي تعاريف متعددي مي باشد كه به شرح ذيل ذكر مي شوند.

برای  دریافت متن کامل فصل  با فرمت PDF  روی این متن  کلیک فرمایید