veterinary phisiology

مروری بر فیزیولوژی دامپزشکی دوکس

فصل سوم ويژگي هاي فيزيو لوژيك و اجزاي سازنده شيميائي و ياخته اي

- ياخته هاي خوني ، پلاسما و سرم.

• تركيبات ضد انعقادي.

- گويچه هاي سرخ( اريتروسيتها)

• منشاء گويچه هاي سرخ

• محتويات

• اندازه و محتواي هموگلوبيني.

• تعداد.

• سطح پهنه(مساحت سطحي).

• طول عمر گويچه هاي سرخ.

• سرانجام گويچه هاي سرخ.

• روند توليد و تشكيل گويچه هاي سرخ.

- حجم فشرده ياخته اي .

- هموگلوبين.

• هموگلوبين نوزادي و بلوغ .

• ميزان

• اكسي هموگلوبين .

• ميوگلوبين.

• كربواكسي هموگلوبين.

• مت هموگلوبين.

- گويچه هاي سفيد( لوكوسيت ها) .

• گويچه هاي سفيد رنگدانه دار( گرانولوسيت).

گويچه هاي سفيد فاقد رنگدانه(آگرانولوسيت)

• شمارش تفريقي گويچه هاي سفيد.

• شمارش كلي گويچه هاي سفيد.

• طول عمر گويچه هاي سفيد.

- پلاكتها.

- طحال.

- وزن مخصوص خون.

- سرعت رسوب گويچه هاي سرخ.

- محتويات پلاسماي خون.

• پروتئين هاي پلاسمائي.

• منشاء .

• وظايف و عمل .

- واكنش هاي خوني .

- حجم خون.

خون در بدن حكم يك محيط انتقالي را دارد . مواد مغذي را از مجراي گوارشي تا بافتها حمل نموده ، محصولات نهائي سوخت و ساز ياخته اي را به اندامهاي دفعي مي رساند ، اكسيژن را از ريه ها به بافتها منتقل مي نمايد ، دي اكسيد كربن را از بافتها به ريه ها رسانده و ترشحات غدد درون ريز را در سر تا سر بدن هدايت مي نمايد. همچنين خون به تنظيم دماي بدن ، تثبيت تعادلي غلظت آب و الكتروليت در ياخته ، تنظيم غلظت يون هيدروژن بدن و به دفاع در برابر ريز جانداران كمك مي نمايد. ياخته هاي خوني و مخازن آبي بدن در انجام اين اعمال به خون ياري مي رسانند . گويچه هاي سفيد امر دفاع از بدن را بر عهده دارند ، گويچه هاي سرخ حاوي هموگلوبين هستند كه وظيفه حمل اكسيژن و دي اكسيد كربن را بر عهده دارد. اجزاي تشكيل دهنده مايع برون ياخته اي عبارتند از : آب ، الكتروليتها ، پروتئين ، گلوكز ، آنزيمها و هورمون ها . فعاليت ايجاد ثبات در يكنواختي و پايداري اين مايع برون ياخته اي را هم ايستايي مي نامند. در يك چنين محيطي فعاليت ياخته ها در حد بهينه خود مي باشد. هم ايستايي توسط روند هاي فيزيولوژيكي چون انتشار ، شيب هاي فشاري ، شيب هاي غلظتي ، انتقال فعال و سازو كارهاي تنظيم گر ريوي و كليوي كه با واسطه سامانه هاي عصبي و درون ريز تحت كنترل هستند تنظيم مي گردد.

ياخته هاي خوني ، پلاسما و سرم: سه گروه از ياخته اي خوني(گويچه هاي خوني ) شناخته شده اند. ياخته هاي سرخ(اريترو سيتها) ، ياخته هاي سفيد (لوكوسيت ها) ، ياخته هاي انعقادي (پلاكتها) . رنگ قرمز خون بواسطه حضور هموگلوبين در گويچه هاي سرخ مي باشد. تمامي اين ياخته ها در مايعي كه به آن پلاسما مي گويند غوطه ور هستند. پلاسما به خودي خود از رنگ زرد تا بي رنگي متغير است ، كه اين امر بستگي به كميت ، نوع حيوان و جيره غذائي آن دارد. وقتي پلاسما همچون يك لايه نازكي از فيلم ، مورد برسي قرار مي گيرد تقريباً فاقد هر نوع رنگي مي باشد. در برخي از گونه ها همچون گربه ، سگ ، گوسفند و بز بي رنگ بوده و تنها به ميزان اندكي در مقادير پلاسمائي زياد به زردي مي زند، در گاو و خصوصاً اسب معمولاً تيره تر مي باشد. رنگ پلاسما بويژه ناشي از تنوع غلظت رنگدانه هاي بيليروبين بوده اگر چه كاروتن و ديگر رنگدانه هاي موجود در خون نيز در اين امر دخيل هستند. در هنگام تشكيل لخته ، خوني كه از بدن خارج شده بصورت توده اي ژله اي در مي آيد (رجوع به فصل 4) . پس از تشكيل لخته اين خون لخته بسته، جمع شده و از اين رو مايع آبكي روشني از لخته به خارج رانده مي شود كه به آن سرم مي گويند. سرم شبيه پلاسما بوده بجز اينكه فيبرينوژن و ديگر عوامل لخته زا از آن حذف شده اند. پلاسما را با افزودن مواد ضد انعقادي به خون و جلوگيري از لخته بستن آن و اجازه دادن به خون تا ياخته هاي آن ته نشين گردند ، مي توان بدست آورد، چرا كه ياخته هاي خوني سنگين تر از پلاسما مي باشند. با انجام عمل گريز ازمركزي مي توان ترسيب ياخته هاي خوني را سرعت بخشيد ، چنانكه پلاسما به راحتي بدست مي آيد. در حيوانات بالغ پلاسما حاوي 91 تا 92 درصد آب و 8 تا 9 درصد مواد جامد مي باشد. بيش از 7 درصد پلاسما حاوي پروتئين هائي چون آلبومين ، گلوبولين و فيبرينوژن مي باشد. ساير پروتئين ها در مقاديري در حد ميكرو بوده و شامل پادتن ها ، آنزيمها و برخي از هورمون ها مي باشند . اجزاي عالي متعادل شده شامل موارد زير مي شود : تركيبات نيتروژن دار غير پروئتيني [NPN] (شامل اوره ، اسيداوريك، كراتين، كراتينين ، اسيدهاي آمينه ، گلوتاتيون ، گزانتين و هيپوگزانتين) ، گلوكوز، چربي هاي خنثي ، فسفوليپيد ها، كلسترول و غيره. اجزاي تشكيل دهنده غير آلي حدودا پيش از يك درصد از پلاسما را شامل مي شوند . اين اجزاي شامل مواد معدني (الكتروليتها) كلسيم ، فسفر ، منيزيم ، پتاسيم ، سديم ، كلر ، سولفور ، يد ، آهن ، مس ، كبالت ، منگنز ، روي ، سديم و موليبدن مي باشند. برخي از اين مواد معدني در شكل گيري استخوان ها مصرف مي شوند ، برخي از اجزاي تشكيل دهنده پروتئين ها و ليپيد هاي موجود در عضلات ، ارگانها ، ياخته هاي خوني و ديگر بافتها و آنزيم هاي گوناگون هستند. مواد معدني در حفظ فشار اسمزي تعادل اسيد باز و تحريك پذيري عصبي ايفاي نقش نموده و دخالت دارند. (رجوع به فصل 29 در خصوص جزئيات مربوط به مواد معدني) در زمان لقاح و باروري ، تخمهاي بارور شده در حدود 90 تا 95 درصد آب دارند . از اين زمان تا بلوغ درصد آب بدن در پستانداران بطور ثابتي كاهش مي يابد. همچنانكه در طي اين مدت آب بدن كاهش مي يابد تعداد گويچه هاي سرخ در گردش خون افزايش يافته و نهايتاً مقادير و ميزان هاي بلوغي ياخته هاي خوني ، پلاسما و اجزاي سازنده آنها تثبيت مي گردد. علاوه بر اين تغييرات وابسته به امراض پيري كاهش حتي بيشتري درآب بدن را زماني كه مقادير زيادي از چربي در بالغين جاي گزين گرديد بوجود مي آورند. بنابر اين درصد آب بدن نه تنها به سن وابسته است بلكه به جرم كلي بافتهاي بدون چربي نيز بستگي دارد. از اين رو حيوانات چاقي چون خوك در مقايسه با حيوانات لاغر داراي درصد كمتري از آب بر حسب وزن بدن هستند. علارغم اين موضوع ، شكل ياخته هاي خوني بالغ عادي بوده و تغييري نشان نمي دهد.

برای دریافت متن کامل فصل روی این خط نوشته کلیک فرمایید.