veterinary phisiology

مروری بر فیزیولوژی دامپزشکی دوکس

فصل يازدهم

گردش خون موضعي و جنيني

- توزيع موضعي برون ده قلبي.

* گردش خون تاجي.

- تنظيم جريان خون تاجي.

*كار و كار آئي.

* فشار ، جريان ومقاومت.

* نياز هاي سوخت و سازي.

* فشار تزريقي

– خود تنظيمي.

* فشردگي سيستولي.

* سامانه عصبي مركزي.

* تزريق داروئي.

- گردش خون مغزي.

* پاسخ به فشار دي اكسيد كربن و اكسيژن.

* پاسخ به فشار تزريقي.

* تنظيم عصبي.

* تنظيم جريان خون مغزي.

- گردش خون پوستي .

* سياهرگ هاي پوستي.

* ريشه پشتي رشته هاي بسط عروقي دهنده.

* كنترول عصبي مركزي جريان خون پوستي و عضلاني.

- گردش خون عضلات اسكلتي .

* كنترول عصبي جريان خون عضلاني.

* كنترول موضعي عروق مقاومتي در عضلات اسكلتي.

* پر خوني غير فعال .

- گردش خون احشائي.

* كنترول عصبي.

* جريان خون شكمبه اي.

- گردش خون طحالي.

- گردش خون كبدي.

* لنف كبدي و مايع آسيت.

- گردش خون كليوي.

- گردش خون جنيني و نوزادي.

* گردش خون در جنين.

* تغييرات در موقع تولد.

* خلاصه

توزيع موضعي برون ده قلبي: مقادير جريان خوني براي اندام هاي مختلف خوك در تصوير 1- 11 الف و ب ارائه گرديده. ميزان جريان خون (بر حسب ميلي ليتر در دقيقه براي هر 100 گرم از بافت) براي انسان و خوك در اندامهاي دروني مختلف مشابه بوده (بعنوان مثال مغز ، قلب ، كليه) ؛ به هر حال درصدي از برون ده قلبي كه به اندامهاي معين وارد مي شود (بعنوان مثال ، مغز ، كليه) در خوك كمتر است چرا كه نسبت هاي وزن اندام به وزن بدن ، كوچكتر مي باشد. مقاديري از جريان خون عضله قلبي درهر 100 گرم بافت و درصد برون ده قلبي كه به قلب مي رسد در مورد خوك مشابه با مقاديري است كه در مورد گوساله ها ، پوني ها و انسان ديده مي شود اما اين مقادير بطور بارزي كمتر از آن موش صحرائي است.جريان خون سرخ رگ كبدي وسرخ رگ معدي روده اي در مورد خوك كمتر از موش صحرائي و ميمون ها است.

گردش خون تاجي:

درمقايسه با ديگر اندامها گردش خون تاجي از جنبه هاي مختلف بي مانند مي باشد : 1) قلب تنها ارگاني است كه تغذيه خوني خودش را بر عهده دارد. 2) جريان خون در طي تنجش(سيستول) ، خصوصاً در بطن چپ ، كاهش مي يابد زيرا انقباضات بطني بسترهاي عروقي درون ديواره اي را فشرده مي نمايد. 3) عضله قلبي بي شباهت به عضلات اسكلتي، به ميزان زيادي وابستگي به سوخت و ساز هوازي داشته و نمي تواند كسر اكسيژني معني داري را از طريق سوخت و ساز بي هوازي تحمل نمايد. 4) اخذ اكسيژن از خون در موقع استراحت تقريباً در بيشينه ميزان خود است ، و بنا بر اين هر گونه افزايش نيازمندي اكسيژني بايستي با افزايش فوري در جريان خون مواجه گردد. 5) سازو كار هاي ذاتي سريعاً به جريان تطابقي ناشي از مصرف اكسيژن پاسخ مي دهند .خفگي(كاهش اكسيژن خوني) بيشينه بسط عروقي را بوجود مي آورد، در حالي كه پاسخ به افزايش دي اكسيد كربن يا كاهش PH در حد كمينه مي باشد. 6) عوامل سوخت و سازي تنظيمات اوليه اي را بر قطر عروقي اعمال كرده و قادرند بر تنظيمات ذاتي غالب آمده يا آن را پوشش دهند (بعنوان مثال تنظيمات عصبي و هورموني). 7) و نهايتاً اينكه تراكم مويرگي در هر ميليمتر مربع در مقايسه با آنچه در عضلات اسكلتي ديده مي شود بيشتر است.

سرخ رگهاي تاجي:

دو سرخ رگ تاجي - سمت چپ و راست- از سينوس هاي آئورتي والسالوا منشعب شده و يك مسير انشعابي را برروي لايه زير اپيكاردي قلب دنبال مي نمايد. تفاوتهاي بين گونه اي و درون گونه اي بيشماري را مي توان در موارد زير مشاهده كرد: 1)غلبه نسبي شرب سرخ رگ تاجي سمت راست در مقابل سرخ رگ تاجي سمت چپ. 2) وقوع اتصالات دهان به دهاني بين تاجي . 3) تعداد سرخرگهاي هم بر (مجاور هم). 4) جزئيات انشعاب سرخرگي. تفاوتهاي فوق بر نتيجه انسداد هاي خود بخودي يا تجربي تاثيرگذارمي باشد . صرف نظر از پايانه هاي سرخ رگي ، سرخ رگهاي تاجي داراي دالانهاي هم بري بوده كه عروقي ديواره نازك هستند و سرخرگهاي تاجي را بدون بستر مويرگي بينابيني به هم مربوط مي سازند. اين سرخرگها بطور مهيجي در پاسخ به افت خون رساني بافتي بزرگ شده ، اما و سعت و موقعيت جريانهاي خوني هم بر در ميان گونه ها متفاوت مي باشد. الف) محور طولها:مقادير مربوط به جريان خون (ميلي ليتر در دقيقه براي 100گرم بافت) براي اندامهاي و بافتهاي مختلف خوك هوشيار(22-58 گيلو). ميزان كبدي در اين نمودار ستوني تنها براي سرخرگ كبدي بوده و شامل جريان خون باب نمي شود. ب) مقادير مربوط به جريان خون اندامهاي داخلي بدن بر حسب درصد برون ده قلبي (مثلا" توزيع برون ده قلبي) در ارتباط با وزن اندام برحسب وزن بدن. اين اندامهاي داخلي تنها 8 درصد از جرم بدن را تشكيل مي دهند اما بيش از 45 درصد از برون ده قلبي در وضعيت استراحت را دريافت مي دارند. كسر برون ده قلبي دريافت شده توسط اندامهاي مختلف براي مغز 13/1 درصد ، براي قلب 04/3 درصد ، براي كليه ها 95/12 درصد ، براي كبد 27/2 درصد (تنها براي سرخ رگ كبدي ، شامل جريان خون باب نمي شود) و باري مجراي معدي- روده اي 71/18 درصد مي باشد. غلبه نسبي شرب سرخ رگ تاجي سمت چپ و راست به عضله قلبي در داخل و ميان گونه هاي مختلف پستانداران، متفاوت مي باشد.اين غلبه بطور مساحي(مكان نگاري) توسط سرخرگ تاجي – سمت چپ يا راست- كه نقطه صليب را قطع نموده( مانند نقطه اي كه در آن شيارهاي بين بطني و دهليزي بطني به هم مي رسند ) يا هر دو سرخ رگ كه به صليب مي رسند و ناحيه خلفي شيارهاي ميان بطني را مشروب مي كند ، تعين مي گردد. بواسطه اين معيارمنفرد اغلب قلب هاي انساني در دسته غالب سمت راستي قرار مي گيرند و باقي موارد در دسته غالب سمت چپ يا هر دو سمت بطور متعادل جاي مي گيرند.غلبه تاجي سمت راست در خوك ، اسب و انواع خاصي از پريماتها شايع تر است ولي به هر حال در سگها ، گربه ها ، نشخوار كنندگان اهلي ، انواع معيني از پريماتها و نهنگ ها غلبه تاجي سمت چپ عمدتاً ديده مي شود. قطعي نيست كه اين شيوه آناتوميكي طبقه بندي بطور رضايت بخشي معين كند كه كدام سرخ رگ در شرب عضله قلبي غالب است. بعنوان مثال محلول هاي تزريقي خورنده و عكس برداري قلبي نشان مي دهد كه 75 درصد از قلب هاي انساني داراي شرب سرخ رگ تاجي متعادلي هستند.

برای دریافت متن کمل فصل بر روی این سطر کلیک فرمایید.